اخبار دیگران

قصه کودکانه الفی از باد کردن تنه اش متنفر است

آسمان تاریک شده بود و ابر سیاه چاق را در آغوش گرفته بود! ابرها مدام با هم شوخی می کردند! اما الفی در رختخواب می خوابید و عطسه می کرد! سردش بود و تنه اش آبریزش داشت. مادرش هر بار می آمد و می گفت:

الفی کوچولو! باید بری دستشویی و صندوق عقبت را باد کنی!

الفی! با این حال، از باد کردن تنه خود متنفر بود و مدام بو می کشید!

مادرش خسته بود! او فریاد زد:

بابا الفی! شما کجا هستید؟

بابا الفی داشت ناهار درست می کرد! با شنیدن این صدا سریع به اتاق الفی رفت!

الفی که خیلی مریض و خسته بود خوابیده بود و حباب سبز بزرگی از تنه بلندش بیرون زده بود!

مامان الفی گفت:

الفی نه دارو می خورد و نه تنه اش را باد می کند!

و بعد رفت سوپ را آماده کرد!

بابا الفی گفت:

پس مشکل همینه!

الفی به شدت عطسه کرد و آب از تنه و دهانش پاشید!

اشک ریخت و فریاد زد:

من از زمستان متنفرم! از سرما متنفرم!

بابا الفی گفت:

شاید دوست ندارید سربازان مرده را آزاد کنید! هوم؟

الفی گفت:

سربازان؟ کدام سربازان؟

بابا الفی گفت:

داروهایی که مامان بهت داده سرباز قوی هستن! آنها به سراغ سربازان ویروس می روند و آنها را می کشند!

الفی دوباره بو کرد! بابا الفی ادامه داد:

هر زمان که سربازان ویروس می میرند، آنها باید از بدن ما خارج شوند!

الفی گفت:

آیا این به این معنی است که وقتی تنه خود را باد می کنیم، سربازان ویروسی بیرون می روند؟

بابا الفی گفت:

آره! باید تنه ات را باد بزنی، با آب داغ بشوی و سوپ داغ بخوری! به این ترتیب شما خیلی سریع سربازان ویروس را نابود خواهید کرد!

بعد بابا الفی شروع کرد به درگیری با سربازهای خیالی! وقتی بابا الفی دست هایش را در هوا تکان می داد، شکم بزرگش می لرزید و الفی را به خنده انداخت!

الفی بلند شد و به حمام رفت! آب داغ رو باز کرد و شروع کرد به باد دادن تنه اش! سربازان کشته شده به سرعت می رفتند! الفی کمی بهتر شد و می توانست نفس بکشد! وقتی از حمام خارج شد، سوپ داغ مامان الفی را می خورد. دانه های برف کم کم از آسمان به زمین می ریختند! بابا الفی به الفی قول داده که فردا که الفی کاملا خوب شد با هم یک آدم برفی جذاب بسازند!

منبع:

Elphy hates blowing his trunk story

 

 

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا